تغییر مدیریت در سازمان فرهنگی هنری شهرداري تهران هیچ اثری نداشته باشد، دست كم گرد و خاک فراموش شدن را به موزه امام علی بازگردانده است.
این ساختمان که فضای بسیار مناسبي برای نمایشگاه های هنری است تا دو سال قبل مکانی ناآشنا برای مردم تهران به طور عام و هنرمندان تجسمی به طور خاص بود تا اینکه در دوره مدیریت علی عسگری بر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و تصدی پست مدیریت امور هنری این سازمان توسط محمدمهدی عسگرپور، سیدمحسن هاشمی که سابقه برخی پست های مدیریتی در موسسه سینمایی فارابی را داشت بر مسند مدیریت این موزه و سرپرستی امور تجسمی سازمان تکیه زد.
سیدمحسن هاشمی متولد 15 آبان 1345 اصفهان و دانش آموخته دانشگاه امام صادق (ع) مقطع فوق لیسانس علوم سیاسی و معارف اسلامی است که در کارنامه خود فعالیت هایی نظیر مدیریت دبیرخانه جشنواره های بین المللی سینمایی فجر و کودک و نوجوان از سال های 1382 تا 1385، مسئولیت دبیرخانه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی اصفهان، موسس و مدیرعامل انجمن موسیقی اصفهان، مدیر برنامه ریزی جشنواره سینمایی کشور بین سال های 1380 تا 1382 را دارد.
خسروجردی بر روی سن است و به سوالات پاسخ می دهد پیرمردی از انتهای سالن سینما تک مورزه هنرهای معاصر با لهجه شیرین اصفهانی صحبت خود را اینگونه آغاز می کند: من از اصفهان آمده ام تا سوالم را از آقای خسروجردی بپرسم.
من همواره و از گذشته کارهای شما را دنبال می کردم و دلیل گرایش شما را به نقاشی دیجیتال نمی دانم. آقای خسروجردی در این آثار به دنبال چه می گردد؟ من نمی دانم که چه می خواهید بگویید.
طرز بیان و صراحت لهجه این علاقه مند به هنر که برای گرفتن پاسخ خود از اصفهان تا تهران را طی کرده است حاضران در سالن را به همهمه واداشته بود.
ایپیزود دوم:
خسروجردی با گشاده رویی در حال پاسخ دادن به سوال این پیرمرد اصفهانی است و می گوید: نقاش نقاشی می کند و من نمی توانم جواب سوال شما را بدهم بلکه یک منتقد هنری است که قادر به پاسخگویی شماست.
قرار نیست ما هم نقاشی کنیم هم توضیح بدهیم که چرا نقاشی می کنیم ما اگر خیلی خیلی نقاش باشیم نقاشی می کشیم.
پیرمرد می گوید: من بارها و بارها این را شنیده ام و این مشکل را زیادتر می کند زیرا پشت هر عملی یک منطق وجود دارد منطق شما چيست؟
در این حال حبیب آیت اللهی دبیر دوسالانه آرام آرام از بین حضار به روی سن می رود و در کنار خسروجردی می نشیند و بی مقدمه خطابه ای صادر می کند به این شرح:
بسم الله الرحمن الرحیم
این برادر ما که از اصفهان آمده دل پری دارد و توجه نکرده اند که این نشست ها برای دفاع از نقاشی و تبیین نقاشی نیست ولی من در چند جمله تبیین می کنم و این بحث ها که نشان می دهد شما هیچ چیزی را نمی فهمید و نفهمیده اید را بیرون ببرید.
من یک جمله از پیکاسو نقل می کنم که .......
ادامه این یادداشت را از اینجا بخوانید
یادم هست بچه که بودم با تمام عشق و علاقه ظهر های جمعه هر کجا که بودم خود را به رادیو می رساندم تا قصه های ظهر جمعه را بشنوم و از قصه های محمدرضا سرشار لذت ببرم ولی الان از خودم بدم آمده که چرا از این آدم لجن خوشم می آمده است.
چند روزی است که خبرگزاری لجن پراکنی فارس به طور متوالی با این عنصر کثیف مصاحبه می کند تا با حمایت از اصولگراها وزیر موفق وزارت ارشاد دولت اصلاحات یعنی عطاالله مهاجرانی را بکوبد.
حال جواب زیبای مهاجرانی را خواندم و به عمق کثیفی و رذالت سرشار بیشتر پی بردم
دست من با گردن و مشت من با دهان این موش کثیف وعده ها دارد.
در آخر چیزی را که بارها گفته بودم بازهم تکرار می کنم: فارس نه تنها یک کثافتکده است بلکه کاملا" هم یک سویه به جریانات نگاه میکند. برای مدیران و صاحبانش متاسفم.
جوابیه مهاجرانی به رهگذر(سرشار)
حکایت استیضاح و مصاحبه کاندیدای مجلس هشتم
برخی از دوستان مکتوب به مصاحبه جناب آقای رهگذر با خبرگزاری فارس اشاره کرده اند. در صدد پاسخ به ایشان نیستم. اما ذکرچند نکته را لازم می دانم:
اول: رابطه من با آیه الله دستغیب عاشقانه بود. نمایندگی مجلس که متاعی نبود! البته آقای رهگذر سال هاست که آرزوی نمایندگی مجلس دارند. امیدوارم به وصال برسند.
دوم: این که در وزارت ارشاد یک تیم قوی مذاکرات را می شنیدند و نکته ها را برایم می فرستادند.افسانه است.
سوم: کتاب استیضاح در اختیار است. می بایست آقای رهگذر و دوستان ایشان پیش از بحث به یاری و داد دوستان استیضاح کننده می رسیدند.نه در آخرین لحظه.
چهارم: داوری ایشان در باره نویسندگان ایران، بی اعتبار ست. یک بار هم ایشان کوشیدند که جشنواره بیست سال ادبیات داستانی را متوقف کنند. که نتوانستند. البته افتخار حذف جایزه رمان " مدار صفر درجه" به نام ایشان ثبت شد.
پنجم: ممکن است البته از این مورد آخر شرمنده شوند، که در داوری چه شتابزده اند. در دوران دانشجویی در اصفهان از کوه پرتاب شدم. چند مهره ام شکست و پیچ و مهره خورد...نمی توانم راست راه نروم!
ششم: امیدوارم این مصاحبه به هنگام به داد آقای رهگذر برسد و دوستان اصولگرا ایشان را در لیست بگذارند. تا نماینده شوند.ایشان سال هاست که برای نمایندگی مجلس حسرت به دل مانده اند. این طفل معصوم را دریابند. به چه زبانی بگوید منهم هستم!