حمید عسگری، نماینده موسیقی پاپ در جشنواره موسیقی فجر، حتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را هم نمی شناسد.
آنگاه که مسئولان برگزاری جشنواره موسیقی فجر قول برگزاری و اجرای برنامه های پاپ در جشنواره بين المللي موسيقي فجر را می دادند - و شاید تنها و تنها در فکر جذب تماشاچی و فروش بلیط بودند و جالب آنكه خودشان هم بارها به این مساله اذعان داشتند- هيچ گاه به فكرشان خطور هم نمي كرد كه در شب اجراي حميد عسگري در تالار كشور اين خواننده پاپ ايماني خوشخو، معاونت هنري وزارت ارشاد را به جاي محمد حسين صفار هرندي به حاضران در سالن معرفي كند و نشان دهد كه وي نه وزير مرتبط با كار و فعاليت خود را مي شناسد و نه عنوان و سمتش را.
"جشنواره بين المللي موسیقی فجر چیست؟" مگر نه اینکه این جشنواره محلی برای ارایه کارنامه یک ساله موسیقی کشور در یک زمان مشخص است؟ مگر نه اینکه هر گروه، دسته و یا فردی که اجرا می کند باید تمام معیارها (فنی، جذابیت) را داشته باشد؟ و مگر نه اينكه...
امسال موسيقي پاپ نیز مجال حضور در جشنواره موسیقی فجر را پيدا كرد و به وسيع ترين سالن (تالار بزرگ کشور) قدم نهاد تا مسئولان و مدیران جشنواره بتوانند حتی اگر شده کمی از مخارج سنگين خود را تامین کنند و برای ابقای خود در این پست، کار کرد و برگه های درخشانی از جذب مخاطب در مهم ترین رویداد موسیقیایی کشور را داشته باشد.
در شب اول و دوم جشنواره خشایار اعتمادی، شاگرد استاد موسیقی پاپ، زنده یاد بابک بیات، اجرا داشت. اگرچه این ستاره سال های قبل، امسال درخشش چنداني نداشت اما كورسوهای امید را در دل مسئولان برای تضمین فروش بلیط در شب های بعد روشن کرد.
اعتمادی به لحاظ فنی نیز افول کرده بود و نتوانست انتظارها را برآورده سازد. البته اگر به این دید به او بنگریم که وی نماینده یک نسل از موسیقی پاپ کشور در جشنواره فجر امسال است. نسلی که در بین آنها افرادی چون شادروان ناصر عبداللهی، امیر کریمی، قاسم افشار، حسین زمان، مانی رهنما و چند تن دیگر هنوز هم چندتایی فروش آلبوم دارند.
به هر حال و به هر دليل اعتمادی نتوانست در جذب مخاطب موفق عمل كند و سيل عظيم هواداران سالهاي گذشته اش را به سالن تالار بزرگ كشور بكشاند و سرها و دست ها را بشکند ولی استقبال از اجرای او خوب بود تا به شب سوم رسید، شبی که حمید عسگری به روی سن رفت، عسگری از نسل امروز خوانندگان كشور است يعني نسلی از خوانندگان که قبل از کارهای رسمی و جدی خود، در ژانری تحت عنوان "موسیقی زیرزمینی" كارهاي خود را ارايه مي كنند و بعد از سبک و سنگین کردن بازار توسط مدیر برنامه هایشان به سراغ مجوز می روند.
عسگری و عسگری ها را جوانان پسندیدند چرایی و چرایی های آن در این مقال نمی گنجد اما آنچه روشن است شب سوم جشنواره موسيقي فجر، سالن تالار كشور مملو از جمعيت مشتاقي بود كه لبخند رضايت در چهره هايشان مي درخشيد.
بیست و سومین جشنواره موسیقی فجر را بسیاری نقد کردند و مي كنند که تیر پیکان برخی از آنها همچون دكتر شاهین فرهت، کیوان ساکت، فاضل جمشیدی، چکنواریان و ... به سمت تست پاپ آن بود و هست که در شرایطی که گروه های موسیقی اصیل، کلاسیک و فاخر، جایی برای عرضه ندارند، برگزاري کنسرت های این چنینی چه لزومی دارد؟.
بازگردیم به اجرای عسگری. برخی و یا بیشتر خوانندگان این نسل از خوانندگان ایرانی گویا فقط و فقط برای ارایه کاست ساخته شده اند که اگر دستگاه نباشد نمی توانند با موزیک همصدایی داشته باشند.
((اگر صدای مستمر جیغ ها و فریادها قطع می شد حتماً شمایی که در سالن نشسته بودید به اختلاف زمان هر چند کوتاه (که البته حتماً نباید باشد) صدای خواننده با موزیک پی می بردید هر چند که می دانم شمایی که در سالن بودید آنقدر غرق در صدای بلند گیتار باس، کیبورد، درام و پرکاشن شده بودید که این موضوعات به هیچ وجه برایتان مهم نبوده شاید هم هیچ چیز جز دیدن حمید عسگری و دیدن حرکات او بر روی سن برایتان مهم نبوده است.))
گروه و یا فردی که در جشنواره فجر حضور پيدا مي كند نماینده قدرت، توان و ظرفیت آن شاخه موسیقایی است که با نظر داوران زیادی که آقای دبیر جشنواره (کامبیز روشن روان) حتی تا روزهای آخر قبل از برگزاری از بردن نام آنها خودداری می کرد، به روی صحنه می رود به تعبیر دیگر عسگری را می توان از دید داوران و مسئولان جشنواره موسيقي فجر امسال تمام قدرت موسیقی پاپ كشور دانست و حال " بنگريد اي دوستان اين داستان..."!
حال باید نشست و دید که گروه آریان که به نظر بسیاری از موسیقی دانان از لحاظ ترکیب بندی و ساختار موسیقیایی یک سرو گردن بالاتر از سایر هم دوره ای های خود هستند چه می کنند؟