يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش راهبه سوار ميشه و راه ميفتن چند دقيقهء بعد راهبه
پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه راهبه ميگه پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده راهبه باز ميگه پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار! کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته «به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!
نتيجهء اخلاقی: اينکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی
سلام عرض شد!
خيلي وقت بود در مورد مسائل سياسي و اجتماعي که در ايران و جهان رخ مي دهد ابراز نظري نکرده بودم و بنوعي شخصا سکوت اختيار کرده بودم بالاخره من از ایرانی بودن استعفا داده ام و مسایل مربوط به ایران به من ربطی نداشت
اما امروز مي خوام بعد از مدتها سنت شکني بکنم و در مورد اتفاقاتي که در هفته گذشته در کشور افتاده قلم فرسايي کنم.
شايد بگيد چي شد که بعد از مدتها اين تصميم را گفتم؟ راستش هفته گذشته چند اتفاق تاسف بار و باحال و عجیب غریب و .... روي داد که ديگه نتونستم جلوي خودم را بگيرم و احساس کردم اگر ديگه ننويسم مي ترکم!
در هفته گذشته چهار گندکاري بزرگ از سوي 4 وزارتخانه و نهاد دولتي روي داد که هر کدام نياز داره که ساعتها و بلکه روزها در موردش صحبت کرد و به بررسي جوانب اين اتفاقات پرداخت. البته من در اين مقاله قصد ندارم زياد وقتتون را بگيرم و فقط اشاره اي کوتاه به هر کدام خواهم کرد تا جرقه اي باشه براي ادامه بحثها توسط دوستان.
1- در اويل هفته گذشته خبري منتشر شد با اين عنوان که وزارت فخيمه فرهنگ و ارشاد اسلامي به يک کتاب ضد شيعي اجازه انتشار داده! وقتي خبر را پيگيري کردم متوجه شدم نام اين کتاب «شرف النبي» هست كه بوسعيد خرگوشي نيشابوري در قرن چهارم در زمينه سيره نبوي نوشته و در قرن هفتم به فارسي ترجمه شده است. در سالهاي آغازين انقلاب نيز اين كتاب با تصحيح محمد روشن چاپ شده بود، اما اين بار انتشارات «سلسله» آن را با كاغذ مخصوص و كيفيت بالا (!) چاپ كرد و بعدا مشخص شد كه اين كتاب، داراي يك فصل تند عليه شيعه است كه به گفته برخي، حتي مطالبي درباره جواز قتل شيعيان دارد (همون مجوزي که با آن الان دارند شيعيان را در عراق، پاکستان و جديدا" در زاهدان خودمان مي کشند!)
بعد از چاپ، انتشار و توزيع گسترده اين کتاب در شهر قم، دادستاني اين شهر وارد عمل شده و دستور جمع آوري کتاب را داده.
من نمي دونم دقيقا آقاي صفار هرندي در اين مدت يک و نيم سالي که از وزارتشان گذشته چه کارهاي مثبتي انجام داده اند، اما نکات منفي اينچنيني در کارنامه شان در اين مدت کم نيست!
البته شخصا نسبت به عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در طول 27 ساله گذشته انتفاقات جدي دارم که اگر فرصتي باشد در آينده بطور مفصل به اين موضوع خواهم پرداخت. اما در کل عملکرد دولت فعلي، دولتهاي دوران اصلاحات و سازندگي و حتي دولتهاي سابق را در حوزه فرهنگ بسيار ضعيف مي دانم و گواه اين ادعاي من وضع فرهنگي جامعه هست که در حد بسيار اسفناک قرار دارد. نکته پاياني اينکه به اعتقاد نگارنده عملکرد اين وزارتخانه در سه دهه گذشته بيشتر ارشادي بود نه فرهنگي!
2- گندکاري دومي که در هفته گذشته برملا شد، به حوزه ورزش مربوط مي شود و آن حذف استقلال از سوپر جام باشگاههاي آسيا بود. البته شايد خيلي از دوستان بهتر از من در جريان جزئيات اين اتفاق قرار گرفته اند اما اگر بخوام خيلي خلاصه بگم (براي دوستان غيرفوتبالي) ماجرا از اين قرار بود که کنفدراسيون فوتبال آسيا روز 22 بهمن (11 فوريه) را آخرين مهلت براي ارسال ليست بازيکنان تيمهاي شرکت کننده در سوپرجام باشگاههاي آسيا اعلام کرده بود و چون ليست بازکنان تيم استقلال ايران به موقع ارسال نشد، AFC نماينده ايران را از شرکت در سوپرجام باشگاهاي آسيا حذف و اعلام کرده نتيجه بازيهاي اين تيم سه بر صفر به سود تيم هاي رقيب منظور خواهد شد!
بعد از اعلام اين خبر تازه مسئولين اين باشگاه متوجه شده اند که چه گندي بالا آورده اند و شروع به آوردن عذر بدتر از گناه کردند. وقاحت مسئولين اين باشگاه تا حدي بوده که چند روز پيش تصوير يک رسيد پستي را در اختيار رسانه ها قرار داده اند که نشان ميده ليست را ساعت 4 عصر روز 21 بهمن (يعني يک روز قبل از پايان مهلت) تحويل اداره پست ايران داده اند تا به مالزي ارسال بشه!
هر انسان عاقلي که کمترين اطلاع از مسائل پستي داشته باشه مي دونه که براي ارسال يک نامه از طريق پست پيشتاز به شهرستانهاي نزديک تهران، بايد حداکثر تا ساعت 12 ظهر تحويل پست داده شود! حالا اين نامه که قراره به يک کشور در جنوب شرق آسيا برود ... پيدا کنيد پرتقال فروش را!
هنوز بگذريم که مي توانستند از طريق پست بين المللي از قبيل DHL، TNT و يا فاکس و يا ايميل اين ليست را ارسال کنند.
و اما تاسف انگيزين ترين جاي کار اين بود که شخصي به نام «قلعه نوعي» که از مسئولين تيم استقلال هست و همچنين با هزاران تاسف و تالم و بدبختي، سرمربي تيم ملي ايران هم مي باشد، در واکنش به اينکه چرا ليست را دير ارسال کرده ايد، افاضات فرموده اند که: «جريمه مي ديم حل ميشه!» فقط توجه شما را به اين نکته جلب مي کنم که خرج کردن از پول بيت المال براي اين آقايان چقدر آسان هست، اون هم فقط بخاطر سهل انکاري!
حالا استقلالي که بعد از پنج سال قهرمان ليگ برتر ايران شده و به سوپرجام باشگاههاي آسيا صعود کرده بود بخاطر بي مسئوليتي مديران باشگاه، از اين رقابتهاي مهم حذف مي شود و تنها کساني که در اين وسط ضرر مي کنند ميليونها هوادار مشتاق اين باشگاه هست که سالها انتظار چنين روزي را داشتند!
البته ممکن هست در روزهاي آينده با روشهاي مختلفي از قبيل دادن رشوه، جريمه و هر چيز ديگر نظر کنفدراسيون آسيا تغيير کند، اما اين هيچ چيزي از گندکاري مسئولين اين باشگاه کم نمي کند!
لازم به ذکر هست باشگاه استقلال يک باشگاه دولتي و زير نظر سازمان تربيت بدني مي باشد و هيئت مديره آن را چند تن از نمايندگان مجلس تشکيل مي دهند.
3- برسيم به گندکاري سوم که مهمتر از دو مورد قبلي مي باشد. توهين و هتک حرمت به پيامبر اسلام در سال پيامبر اعظم توسط وزارت آموزش و پرورش! بله کاملا درست متوجه شديد، در هفته گذشته در آزمون ضمن خدمت معلمان استان تهران در متن سوالات به شکل بسيار زننده و زشتي به پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) توهين شده بود.
وقتي براي اولين بار اين خبر را شنيدم، بسيار متعجب شدم و باورش برام خيلي سخت بود. لذا بشدت کنجکاو بودم تا به متن سوالات دسترسي پيدا کنم و ببينم آيا واقعا چنين چيزي با اين شدت صحت داره يا نه. بعد از اينکه سوالات را پيدا کردم، نتونستم از سوال سه و چهار به بعد را بخونم چون واقعا موارد بسيار زشتي به پيامبر اسلام نسبت داده شده بود.
اين هم از آموزش و پرورش ما که مي خواد نسل آينده را تربيت کنه!
راستي ديروز در اين رابطه خبري را از قول نائب رئيس کمسيون اصل نود مجلس شنيدم مبني بر اينکه: «امضاي استيضاح وزير آموزش و پرورش در مجلس شوراي اسلامي به حد نصاب رسيده است»
4- و اما گند چهارم که اواخر هفته گذشته رخ داد و حلقه گندکاريها را تکميل کرد. «شهرام جزايري فرار کرد!» اونطوري که مسئولين فرمودند، شهرام خان «در حال اعزام به محل استقرار كارشناسان منتخب دادگاه و در نتيجه اغفال ماموران متواري شده است» به همين راحتي!
در اخبار تکميلي ديدم مسئولين مربوط گفته اند دو نفر مامور همراه شهرام جزايري بود و او دستبند به دست فرار کرده! يه سوال اساسي که اينجا پيش مياد اينکه فردي که پرونده اش ابعاد ملي داره و با چندين ميليارد اختلاس و اتهام اخلال در اقتصاد کشور، متهم به تحصيل مال به طريق نامشروع و استفاده از سند مجهول و پرداخت رشوه در آستانه صدور حکم قرار داره بايد فقط با دو مامور از زندان خارج بشه؟؟
البته پرونده شهرام جزايري خودش يک داستاني هست! 5 سال پيش اين فرد دستگير و با جنجال زيادي محاکمه شد. بعد از اون مدتهاي زيادي ازش خبري منتشر نشد تا اينکه اعلام شد دادگاه نهائي حکم به برائت وي داده!! با اعلام اين خبر، رياست قوه قضائيه شخصا دستور داد تا دادگاه ويژه اي تشکيل و به اتهامات اين مفسد اقتصادي رسيدگي بشه. اين دادگاه همين دي ماه برگزار شد و افکار عمومي منتظر راي نهائي دادگاه بودند و حتي بعضي شايعات از حکم زندان طولاني مدت وي خبر مي دادند، که ناگهان شهرام جزايري عرب فرار مي کند. رئيس حفاظت اطلاعات قوه قضائيه در اولين ساعات بعد از انتشار خبر فرار وي در مصاحبه با خبرگزاري ها اعلام کرده بود که بزودي جزايري دستگير و به محل بازداشتگاه بازگردانده خواهد شد و حتي ابراز اميدواري كرد كه در ساعات آينده شهرام جزايري عرب دستگير شود که هنوز بعد از گذشت 72 ساعت فعلا هيچ خبري از دستگيري وي منتشر نشده و تنها گفته مي شود تيمهايي از نيروهاي امنيتي،نظامي و انتظامي همچنان در بخشهايي از مرزهاي كشور در حال جستجوي گسترده براي دستگيري شهرام جزايري عرب هستند. که البته تجربه نشان داده در چنين مواقعي اگر نيروهاي امنيتي نتوانند در ساعات اوليه متهم را دستگير کنند، با گذشت زمان امکان دستگيري شخص متواري کمتر و کمتر مي شود.
راستي نمي دونم چرا به ياد پوزخندهاي شهرام خان افتادم که در دادگاهي که دي ماه برگزار شد، مي زد!
خب اين چهار گندي بود که هفته گذشته توسط حضرات مسئولين زده شد و البته مطمئنا گندهاي بسياري هم زده مي شود که علني نمي شود و با ماستماليزاسيون ختم ميشه!
الان حداقل انتظاري که افکار عمومي داره اين هست که مسببين چنين اقدامات و گندکاريهايي بطور صريح و روشن به مردم معرفي بشوند و به سزاي اعمال خود برسند. البته با توجه به گندکاريهاي بسياري که در گذشته اتفاق افتاده و در اکثر موارد بعد از مدتي به فراموشي سپرده شده (پرونده گوشتهاي آلوده، خونهاي آلوده، سقوط مکرر هواپيماها، فاجعه قطار در نيشابور، پرونده هاي ميلياردي اختلاس و زمين خواري و ....) من که شخصا اميد چنداني ندارم که در اين موارد هم مسببين و عاملان واقعي مجازات شوند. اين مقاله را هم بيشتر بخاطر دل خودم و خودمان نوشتم و الا مي دانم: گر گوش بود گوش تو و ناله بود ناله من، آنچه به سرانجام نرسد فرياد است!
باقي بقايتان!